0

گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی؛ تحلیل بر اساس نظریه باختین

گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی؛ تحلیل نظریه باختین
بازدید 97

گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی چه معنایی دارد؟

گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی چه معنایی دارد؟ این مفهوم معمولاً با تصاویری عجیب، ترسناک، دفرمه یا غیرعادی شناخته می‌شود اما در نظریه میخائیل باختین، گروتسک مفهومی بسیار گسترده‌تر از «زشتی» یا «ترس» دارد. این مفهوم می‌تواند با طنز، اغراق، دگردیسی، وارونگی، تخیل و شکستن مرزهای تثبیت‌شده همراه شود. این ویژگی‌ها در بازی‌های دیجیتال اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند؛ زیرا بازی، برخلاف بسیاری از رسانه‌های روایی، امکان تعامل مستقیم بازیکن با جهان و شخصیت‌ها را فراهم می‌کند.

پژوهشی درباره بازی‌های هوشمند معاصر کودکان در ایران، با تکیه بر نظریه باختین، به بررسی نمودهای گروتسک در پنج بازی ایرانی پرداخته است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که عناصر گروتسک در این آثار صرفاً برای ایجاد ترس یا جذابیت بصری استفاده نشده‌اند، بلکه در شکل‌گیری شخصیت‌ها، پیشبرد روایت، ایجاد جهان‌های خیالین و حتی انتقال مفاهیمی مانند پذیرش تفاوت و رهایی از کلیشه‌ها نقش دارند.

گروتسک از دیدگاه میخائیل باختین

در نظریه باختین، گروتسک با مفهوم «فرهنگ کارناوالی» ارتباط نزدیکی دارد. کارناوال فضایی است که در آن نظم رسمی و قواعد معمول برای مدتی کنار گذاشته می‌شوند و جهانی متفاوت و وارونه شکل می‌گیرد.در چنین جهانی، مرزهای میان امر جدی و خنده‌دار، زشت و زیبا، نظم و بی‌نظمی، مرگ و زندگی و حتی واقعیت و خیال می‌توانند جابه‌جا شوند.

از این منظر، گروتسک صرفاً نمایش یک بدن عجیب یا یک موجود ترسناک نیست؛ بلکه شیوه‌ای برای شکستن نظم تثبیت‌شده و ایجاد امکان‌های تازه برای دیدن جهان است.

مهم‌ترین ویژگی‌های گروتسک باختینی

تلفیق اضداد:
گروتسک می‌تواند عناصر ظاهراً متناقض را در کنار یکدیگر قرار دهد و در نتیجه، احساساتی مانند ترس و خنده را هم‌زمان ایجاد کند.

اغراق و دفرمه‌سازی:
بزرگ‌نمایی اندام‌ها، چهره‌ها و ویژگی‌های بدنی، یکی از روش‌های مهم عبور از معیارهای متعارف زیبایی‌شناسی است.

دگردیسی و ناتمام‌بودن:
بدن گروتسک معمولاً ثابت و کامل نیست؛ بلکه در حال تغییر، شدن، رشد، تجزیه یا دگردیسی است.

وارونگی ارزش‌ها:
گروتسک می‌تواند نظم‌های معمول را معکوس کند؛ برای مثال، چیزی که معمولاً ترسناک تلقی می‌شود، به شخصیتی دوست‌داشتنی تبدیل شود.

رهایی از قواعد:
جهان گروتسک امکان فاصله گرفتن از قواعد صلب و تجربه شکل‌های متفاوتی از هویت، بدن و واقعیت را فراهم می‌کند.

نمودهای گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی

بررسی پنج بازی ایرانی نشان می‌دهد که عناصر گروتسک هم در طراحی بصری شخصیت‌ها و هم در ساختار روایت و جهان بازی حضور دارند.

بازیعنصر کلیدی گروتسکنمود در شخصیت و روایت
علیمردان‌خان در ملاقات با مرلینوارونگی هویت و اغراقچهره‌های دفرمه، دندان‌های نامنظم و پوشیدن لباس زنانه توسط شخصیت اصلی
خوش‌نفسدوگانگی ظاهر و باطنموجودات رنگارنگ و زیبا با رفتارهای پلید، حذف برخی اندام‌ها و بینی‌های اغراق‌شده
پاپالند: فرار کله‌هاجهان وارونه و گسست بدنیفضای سیاه‌وسفید، شخصیت‌های «سرِ بدون بدن» و کله‌های بالدار
قهرمان ماتقابل نظم و بی‌نظمیقهرمانی آشفته در برابر موجودات دگرگون‌شده و روایت نابودی و نجات
غار اژدهاآشنایی‌زدایی و تضاد فرمینمایش اژدها به‌عنوان موجودی مثبت و دوست‌داشتنی و ترکیب فرم‌های نرم و تیز

۱. دگردیسی و مسئله هویت

یکی از مهم‌ترین نمودهای گروتسک در بازی‌های بررسی‌شده، دگرگونی هویت است.

در بازی «علیمردان‌خان در ملاقات با مرلین»، تغییر لباس و ظاهر شخصیت اصلی، نظم معمول هویتی را دچار وارونگی می‌کند. شخصیت می‌تواند از جایگاه و ظاهر متعارف خود فاصله بگیرد و وارد موقعیتی متفاوت شود. از منظر باختینی، چنین تغییراتی را می‌توان بخشی از ظرفیت گروتسک برای زیر سؤال بردن مرزهای تثبیت‌شده دانست. در اینجا، بدن و هویت دیگر امری کاملاً ثابت و تغییرناپذیر نیستند.

۲. تلفیق ترس و طنز در شخصیت‌پردازی

گروتسک اغلب مرز میان ترسناک و خنده‌دار را از بین می‌برد.

در بازی «خوش‌نفس»، موجوداتی با ظاهر رنگارنگ و جذاب، رفتارهایی پلید دارند. همین تضاد باعث می‌شود بازیکن نتواند شخصیت را صرفاً بر اساس ظاهر آن قضاوت کند.

این تضاد میان ظاهر و باطن یکی از ظرفیت‌های مهم گروتسک است؛ زیرا شخصیت، هم‌زمان می‌تواند جذاب، عجیب و دلهره‌آور باشد.

۳. جهان وارونه و گسست از بدن متعارف

در «پاپالند: فرار کله‌ها»، یکی از برجسته‌ترین نمودهای گروتسک، شکستن ساختار متعارف بدن است.

حضور شخصیت‌هایی که به شکل سرهای بدون بدن یا کله‌های بالدار ظاهر می‌شوند، بدن انسانی را از فرم معمول آن جدا می‌کند.

در نتیجه، بازی جهانی را به وجود می‌آورد که در آن قوانین آشنای جهان واقعی ضرورتاً برقرار نیستند. این همان ویژگی‌ای است که می‌توان آن را با مفهوم جهان وارونه در اندیشه باختین مرتبط دانست.

۴. نظم، بی‌نظمی و تولد دوباره

در «قهرمان ما»، تقابل میان نظم و بی‌نظمی در طراحی شخصیت‌ها و ساختار روایت دیده می‌شود.

قهرمانی آشفته و نابسامان در برابر موجودات دگرگون‌شده قرار می‌گیرد و روایت از مفاهیمی مانند نابودی و نجات بهره می‌برد.

از منظر گروتسک باختینی، نابودی الزاماً به معنای پایان نیست؛ بلکه می‌تواند مقدمه‌ای برای دگرگونی و ایجاد نظمی تازه باشد. به همین دلیل، پیوند میان مرگ و تولد دوباره یکی از مفاهیم مهم در تحلیل گروتسک است.

۵. آشنایی‌زدایی از موجودات ترسناک

در «غار اژدها»، اژدها برخلاف تصویر کلیشه‌ای موجودی خطرناک و ترسناک، به موجودی مثبت و دوست‌داشتنی تبدیل شده است.

این جابه‌جایی معنایی نمونه‌ای از آشنایی‌زدایی و وارونگی ارزش‌ها است. چیزی که در فرهنگ روایی معمولاً تهدیدکننده محسوب می‌شود، در اینجا به شخصیتی قابل‌ارتباط و مثبت تبدیل شده است.

هم‌زمان، ترکیب فرم‌های نرم و عناصر تیز در طراحی بصری نیز به ایجاد تضاد فرمی کمک می‌کند.

گروتسک چه نقشی در روایت بازی‌های کودک دارد؟

نکته مهم در این پژوهش آن است که گروتسک لزوماً برای ایجاد ترس در مخاطب کودک به کار نمی‌رود. این ویژگی می‌تواند بخشی از زبان بصری و روایی بازی باشد و کارکردهای دیگری نیز داشته باشد.

تقویت تخیل و خلاقیت

جهان‌هایی که در آن‌ها بدن‌ها، شخصیت‌ها و قوانین معمول دگرگون شده‌اند، کودک را با امکان‌های متفاوتی برای تصور جهان مواجه می‌کنند. چنین فضاهایی می‌توانند تخیل را از الگوهای آشنا فراتر ببرند.

پذیرش تفاوت‌ها

مواجهه با شخصیت‌هایی که از نظر ظاهری با الگوهای معمول تفاوت دارند، می‌تواند امکان مواجهه کودک با مفهوم تفاوت را فراهم کند. بدن متفاوت، شخصیت متفاوت و حتی موجودات غیرمعمول می‌توانند در جهان بازی جایگاهی طبیعی پیدا کنند.

تقویت تفکر انتقادی

وارونه کردن قواعد آشنا باعث می‌شود بازیکن با این پرسش مواجه شود که آیا آنچه در جهان واقعی «طبیعی» یا «درست» تلقی می‌شود، تنها شکل ممکن آن است یا خیر.

پیوند نابودی و آفرینش دوباره

در جهان گروتسک، نابودی می‌تواند زمینه‌ساز دگرگونی باشد. این ویژگی در روایت‌هایی که از نابودی به سوی نجات یا ایجاد نظم جدید حرکت می‌کنند، می‌تواند به شکل استعاری با مفهوم امید و نوسازی ارتباط پیدا کند.

چرا بررسی گروتسک در بازی‌های ایرانی اهمیت دارد؟

مطالعه گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی از دو جهت اهمیت دارد.

نخست، نشان می‌دهد که بازی‌های ایرانی تنها از الگوهای واقع‌گرایانه یا زیبایی‌شناسی متعارف برای طراحی شخصیت و جهان استفاده نمی‌کنند و ظرفیت‌هایی مانند اغراق، دفرمه‌سازی، وارونگی و دگردیسی نیز در آن‌ها قابل مشاهده است.

دوم، استفاده از نظریه‌های مطالعات فرهنگی و ادبی مانند نظریه باختین می‌تواند امکان تازه‌ای برای تحلیل بازی‌های ایرانی فراهم کند. در این رویکرد، بازی صرفاً یک محصول سرگرمی نیست؛ بلکه رسانه‌ای است که از طریق شخصیت‌ها، روایت، بدن، جهان بازی و تعامل بازیکن، معنا تولید می‌کند.

جمع‌بندی

گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی را نمی‌توان صرفاً به تصویرهای ترسناک، موجودات عجیب یا شخصیت‌های دفرمه محدود کرد. بر اساس نظریه میخائیل باختین، گروتسک می‌تواند سازوکاری برای وارونه‌سازی، دگردیسی، تلفیق اضداد و شکستن مرزهای تثبیت‌شده باشد.

تحلیل پنج بازی ایرانی نشان می‌دهد که این ویژگی‌ها در طراحی شخصیت و روایت به شکل‌های مختلف ظاهر شده‌اند؛ از تغییر هویت و دفرمه‌سازی بدن در «علیمردان‌خان» گرفته تا جهان وارونه «پاپالند»، تضاد ظاهر و باطن در «خوش‌نفس»، تقابل نظم و بی‌نظمی در «قهرمان ما» و آشنایی‌زدایی از اژدها در «غار اژدها».

از این منظر، گروتسک می‌تواند در بازی‌های کودک و نوجوان کارکردی فراتر از ایجاد جذابیت بصری داشته باشد و به تقویت تخیل، مواجهه با تفاوت‌ها، شکستن کلیشه‌ها و شکل‌گیری نگاه انتقادی کمک کند.

در نهایت، اهمیت گروتسک در بازی‌های دیجیتال ایرانی را می‌توان در همین توانایی آن برای ایجاد جهانی متفاوت جست‌وجو کرد؛ جهانی که در آن مرز میان زشت و زیبا، ترس و خنده، نظم و بی‌نظمی و حتی نابودی و تولد دوباره، ثابت و قطعی نیست.

ادراکی، صدیقه و عابددوست، حسین و کاظم پور، زیبا،1400،بررسی نمودهای گروتسک بر شخصیت پردازی و روایت بازی های هوشمند معاصر کودکان در ایران با تکیه بر نظریه میخاییل باختین،هفتمین کنفرانس بین المللی بازی های رایانه ای، فرصت ها و چالش ها،اصفهان،https://civilica.com/doc/1445560

متن کامل مقاله را از این‌جا دریافت کنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاهده بیشتر